|
می بینم می آفرینم و آزادم همه از آنٍ من است حتی زنجیرهایم خداوند رنجهای خویشم
|
**« آیا نابغه ای یا صرفا ً بازیگر ؟ نماینده ای ؟ یا آنچه که نماینده گی می شود ؟ در نهایت، شاید صرفاً نسخه ای از یک بازیگری ؟! دومین پرسش وجدان .
«فردریش نیچه»
باران ...
چشمهایم برای تو می گریند
بارانی در گرفته که بیا و ببین
از این قلب زخمی
خون می چکد
قطره
قطره
اشک است این ؟!
یا شبنمی
نشسته بر گل سرخ در کمین ؟!
*( ن . رسا )
بانویی از جنس صخره و بلور ...
نوشتن درباره ی "صدیقه دولت آبادی" کار آسانی نیست .این زن مجموعه ای از اولین هاست .او اولین زن روزنامه نگار در ایران و جزء اولین فعالان جنبش زنان برابری خواه در دوران مشروطه است . او موسس اولین مدرسه ی دخترانه (۱۲۹۶) و اولین زن ایرانی ست که در یک کنگره ی جهانی حاضر شدو به نماینده گی از زنان ایرانی سخن گفت (برلین ـ۱۳۰۱).او ناشر اولین نشریه ی تخصصی زنان به نام " زبان زنان " (۱۲۹۸) و همچنین موسس اولین انجمن و اولین کتابخانه ی مخصوص بانوان است (۱۳۰۰) و نیز بنیانگذار اولین مهد کودک و اولین مبتکر سواد آموزی به زنان بزرگسال در ایران می باشد ...
البته دست یافتن به این اولین ها هرگز برای "صدیقه دولت آبادی " کار ساده ای نبوده آن هم در دورانی که هنوز زن را با لقب "ضعیفه " می خواندند.
زن ==== مرد
"صدیقه دولت آبادی " بارها به خاطر فعالیتهایش دستگیر شد و به زندان افتاد . مدرسه اش تعطیل شد و نشریه اش توقیف گردید . از طرف مخالفانش به مرگ تهدید شد و منزل مسکونی و دفتر مجله اش در اصفهان مورد هجوم و سنگباران مردان متعصب قرار گرفت .
جمله ی معروف و مستندی درمورد او وجود دارد ،اینکه یکی از دفعاتی که برای فعالیتهایش دستگیر شده بود،رئیس نظمیه گفته بود:« خانم شما صد سال زود به دنیا آمده اید » و "دولت آبادی پاسخ داده بود:
« آقا من صد سال دیر متولد شده ام اگر زودتر به دنیا آمده بودم نمی گذاشتم زنان چنین خوار و خفیف و در زنجیر شما اسیر باشند»
*** بقیه در ادامه مطلب ....