|
می بینم می آفرینم و آزادم همه از آنٍ من است حتی زنجیرهایم خداوند رنجهای خویشم
|
![]()
دوباره می سازمت وطن
اگرچه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو می زنم
اگر چه با استخوان خویش
***
دوباره می بویم از تو گل
به میل نسل جوان تو
دوباره می شویم از تو خون
به سیل اشک روان خویش....
«سیمین بهبهانی»
ترور وحشیانه ی "بی نظیر بوتو "...
" بی نظیر بوتو" افتخاری بود برای همه زنان آزاده دنیا و خاری در چشم دیکتاتوری و کاپیتالیسم ِ پاکستان،
روزنه یی بود بسوی دموکراسی در کشور عقب مانده ا ش، زن شجاعی که جانش رافدای آزادی و دموکراسی کرد.
(مادر" بی نظیر بوتو" یک ایرانی به نام "بیگم نصرت" و پدرش "ذوالفقار علی بوتو" نخست وزیر مقتول پاکستان بود)
زنده باد آزادی.........................................................
زنده باد دموکراسی.......................................................
.
.................... یادش گرامی ..........................


می روم از اینجا
می روم به پاسارگاد
و در آنجا
یار پادشاه خواهم بود
دنیا مال ماست دیو گله داره
سیاهی روسیاست دیو گله داره
سپیدی پادشاست دیو گله داره ...
من آمدم چون سال نو تا قفل زندان بشکنم ...
این سال پیر و جهنمی هم داره به آخر می رسه، چه سال سختی رو گذروندم، چه خوب طاقت آوردم!!
و چقدر خوشحالم از اومدن سال جدید،همیشه نوروز و دوست داشتم، چهارشنبه سوری و ماهی قرمز و
سبزه ، پولهای عیدی و سیزده به در ...هنوز هم رویایی و دوست داشتنی اند ،انگار که جادویی در اونها
هست ،جادویی که بعد از گذشت سالیان سال هنوزم حفظشون کرده از دست تاراج اعراب، یادگار اجداد
آریایی، میراث روزگاران افتخار ،نیازی به تقویم هم نیست فقط کافیه از پنچره به بیرون نگاه کنی، خانمها
با ابروهای تاتو کرده و موهای بلوند ،پرده های توری رقصان روی بندهای رخت و مردها مشغول پاک کردن
شیشه ها ، بله... هیچ نیازی به تقویم نیست * خود نوروز رو می شه دید .
میله های آهنی
پله های آهنی
ریلهای آهنی
اشباح از هر سو
شتابان
گیج و گمشده
هراسان
ایستگاه مترو !
« نازی رسایی »